۱۳٩٢/٦/۳۱

زیبای من,ای تمام امیدو فخر من,ای آرامش من,ای مامن من,کجایی؟غربت برایم با تو به آبادی ام تبدیل شده بود,خطورات ذهنم با یاد تو در میرفتن!ظرفم را,پیاله ی کوچکم را پرکرده بودی و حال بسان یتیمی هستم که جزتو,جز در خانه ی تو,جای دیگر را بلد نیستم پس پرش کن!اشک هایم,سوالات ذهنو قلبم,خطورات مغزم,دست هایم,پاهایم,همه و همه سراغ تورا می گیرند!خستــــــــــــــــــــه ام!!! به معنای واقعی کلمه!خوب که فکر می کنم به ناکجا می روم!بیخیال که میشوم ازآن ناکجا تر!چه کنم؟!این مغز ناقص و این دل سیاه چه می فهمد راه چیست چاه چیست که حق انتخاب هم داشته باشد!دستم را بگیر گوشم را بکش و دعوایم کن طوری که فقط خودم باشمو خودت,و بیار در راهت!مزخرف می گویم میدانم!اما چه کنم!مزخرف نگویم چه بگویم!آب شدن لحظه ای از پس نگاه شرم آلود از پس نگاه بازگشت و ازپس سوال پس کی؟خسته ام!بغلم کن و به من آرامش ببخش.



دل نوشته
۱۳٩٢/٦/۳٠

از خودم راضی نیستم!اینکه میگن از خودراضی نباشید اگر اونجوری که من مدنظرم هست چشمک تعبیر بشه خیلی هم خوبه .یسری رفتارارو توی خودم دیدم یسری احساساو...که از خودم راضی نیستم.امروز هم که کلا افتاده بودم تو آمپاس اونم نه آمپاس,آمپــــــــــــــــاس!

مگه آبریزش بینی بند میومد!ماشالله!کجا بوده اینهمه آب!اصلا گذاشتی یکمم جذب بدنم شه؟با توام آقای محترم دماغ!نمیدونم چرا احساس می کنم دماغ آقاست! اصلا اهمیت هم نداره!چیزی که مهمه اینه که من احساس خوبی ندارم و اصلا از خودم راضی نیستم و نتونستم تمرینامو حل کنم.خدایا کمک کن مرضیم خوب شه.آمین



دل نوشته
۱۳٩٢/٦/٢٩

دلم گرفته,یعنی یهو گرفت,از اونجایی که این موقع شب چاه باز کن پیدا نمیشه و منم عادت دارم هر تغییرمسخره ای که توی بدنم اتفاق میوفته رو گزارش بدم,گفتم که گفته باشم.

یسری چیزا امشب خستم کرد و به نوعی دپسرده.میدونم خدای من,خالق من,اوستای من,میدونم که نباید شرایطمو غر بزنم ولی تو هم میدونی!



دل نوشته
۱۳٩٢/٦/٢٦

وای چقدر بد بود امروز!اون از وضع تربیت اونم از کارگاه!اینم از کدگذاری!فول تا 5 داره نگه میداره یکی نیست محض رضای خدا و دل ما چشمک بگه:خسته نباشید استاد! درسو که نفهمیدم زیادهم که نگه میداری باور کن استاد ضررش از سودش بیشتره!

بیشتر درسای این ترمم ذهنیه!انتزاعیه!خدا بهم رحم کنه! یعنی میشه بیوفتن رو غلتک؟!

الان که قیافم اینطوریه:ناراحت وگریه امیدوارم روزی برسه که اینطوری بشم:لبخند



دل نوشته
۱۳٩٢/٦/٢٦

دیشب یه لحظه با دیدن عکست روی صفحه ای از یه مجله, دوباره یادت افتادم.اما عمیق تر,دقیق تر,بطوری که منو واداشت که درموردت search کنم و علی رغم تمایلم به خوندن مطالب طولانی,خاطراتی از تورا بخونم.جاویدالاثر! راستش را بخواهی یا اگر مایه ی شرمندگی نباشد دقیقه دقیق معنیشو نمیدونم باید بپرسم!اینکه کلا اثری ازت نیست یا شهید شدی ولی جسمت پیدا نشده.وای که اگه معنای اولی درست باشد کلی میسوزم کلی غصه می خورم.از بیخیالی از بی تفاوتی از اینکه دیگه بیخیالت شدیم اینکه من باید در سن 22 تازه بفهمم اینکه فقط اسمت میاد روی یه لشگر یا یه گروه بسیج و میگن یادت رو زنده نگه داشتیم!



دل نوشته
۱۳٩٢/٦/٢٥

 

 

میلادت مبارک ای شاه خراسان.یبار بیشتر نتونستم بیام,اون یبار هم چه ماجراهایی پیش اومد برامنیشخند.....میدونم از اون موقع تا این موقع که دارم تایپ می کنم خیلی چیزا تغییر کرده ولی باز یه نظر,یه نظر!بطلب خواهش می کنمنگران  قول میدم بچه ی خوبی باشم.خیلی دوستت دارم یا ضامن آهو...پیش خدا منو هم ضمانت می کنی؟



دل نوشته
۱۳٩٢/٦/٢٥

باور کن باور کن تنها ماندی دلم

دردا من دردا تو دردا از عشق ما

باور کن باور کن غربت را  غصه را

ای آشنا

باور کن می میری می سوزی در گناه

سرگردان بی سامان بی یاور بی پناه

مرگت را باور کن تنها, بی تکیه گاه

ای همصدا

میسوزی میسازی با دردی این چنین

بی شعله بی آتش بی باور بی یقین

دلها را باور کن باورکن یارا

________________________________________

این آهنگ بسیار زیبا رو می تونید از لینک زیر دانلود کنید.

Download



آهنگ
۱۳٩٢/٦/٢٤

خیلی بده که همش حسرت گذشته رو بخوری ,خیلی بده که همش برای خودت یجور دیگه تصور کنی که الان نیستی ,خیلی بده از زمان حالت چیزی گیرت نیاد,خیلی بده که من هی میگم خیلی بده!یجایی تو زندگی ما آدما هست,یجا که یعنی یجاهایی,که نمی تونی دووووووور بزنی!باید مستقیییییییییییییییییییم بری جلو!ببینی چی میشه.خوشبختانه راهای زندگی اینطورین که همیشه مستقیم نیستن بالاخره یکم جلوتر یه دور برگردون نصب شده,نه؟!به این امید میرم!اگه راه بد باشه که دور برگردون حکم توبه داره و اگه راه خوب باشه ,حکم جبران!

خدایا جبران کردن را قسمتم کن.



دل نوشته
۱۳٩٢/٦/٢۳

خیلی سخته..خیلی!وقتی بفهمی رو آب بوده...وقتی بیشتر بفهمی گول خوردی!!!وقتی بیشتر بفهمی که احمق پنداشتنت!وقتی بیشتر افسوس بخوری وقتی بیشتر به روت آورده بشه وقتی نتونی فرار کنی وقتی راه فرار نباشه,نمیدونم شاید هم هست ,هست اما من هنوز گیرم!نمیدونم چطور نمیدونم چجور بخوام نمیدونم به کی بگم ازت بخواد نمیدونم چیکار کنم نمیدونم چی بخوام!نمیدونم حس احمقانه ی پوشی و تنهایی رو چیکار کنم نمی دونم صدای زنده ی تورو چیکار کنم!صدایی که امواجش پشت سرهم داره میره تو ذهنم...تو قلبم!تو به خدا میگی؟



دل نوشته
۱۳٩٢/٦/٢٢

روز پنج شنبه یعنی همین دوروز پیش!با دوتا از هم اتاقیا رفتیم گلزار شهدا...یه تجربه ی جدید...مث بچه ای که مامانش چند وقت ازش دور بوده و وقتی میبینتش فقط بغض می کنه یا شاید هم قهر می کنه یا شاید هم طاقچه بالا میزاره بودم! خنثی

زمانی که میرفتیم:نگران

زمانی که برمی گشتیم:خنده واین از خصوصیات بارز سرمزار رفتنه!البته این حالتخنده بیشتر زمانی رخ داده که دوست اولی در یک مترو و دوست دومی در مترو ای دیگر و من منتظر مترو در ایستگاه ای بودم!یعنی هرکدوممون یه گوشه!فک کن!!!!!از خود راضی یعنی جاموندیم از هم! سوار مترو شدیم فهمیدیم اشتباهی سوار شدیم.گفتم کاش در باز بشه!یهو باز شد!من پریدم بیرون!دوست دومی موند لای در!و دوست اولی نتونست بیاد! و این شد که از هم جدا موندیم شاید به مدت 20 دقیقه.ولی روزی بوداااااا!دیدمو رفتم که میگم!پیشنهاد می کنم امتحان کنید البته منظورم سر مزار رفتنه نه مترو سواری! یسری عکس گرفتم که خالی از لطف نیست که اینجا آورده بشن ولی بین این سه عکس خبری از دلدار نیست که  باید فیلمی که برای اولین بار مزارش رو دیدم در پستی جدا بزارم...به امید آن پست!



دل نوشته
۱۳٩٢/٦/٢۱

هم میشه لغت فارسی رو توش سرچ کنی و معنیشو توی دهخدا و ...ببینی و هم لغت انگلیسی.

سایت خوبیه حتما یسری هم که شده بزنید.

لینک سایت واژه یاب



معرفی سایت
۱۳٩٢/٦/٢۱

ذر این قسمت آموزشی از نحوه ی رسم use case در محیط نرم افزار Rational Rose برای شما ارائه شده.اگر در ابتدای کار روی پروژه ی درس مهندسی نرم افزار هستید توصیه می کنم از همین نرم افزار استفاده کنید نه نرم افزار هایی که مشابه عمل می کنند.

خودتون بعدا می فهمید نیشخند

usecase.rar



مهندسی نرم افزار
۱۳٩٢/٦/۱٩
۱۳٩٢/٦/۱٩

رنگ تعلق است و بی رنگی در نفی تعلقات...

کاش احساس خوبه,همیشه بود...کاش یکم فقط یکم تحویلم میگرفتی.کاش یکم آدم حسابی منو میدونستی فقط یکم!میدونم که جنبشو ندارمو زود پسر خاله میشمو دیگه نمیشه جمعم کرد.ولی خب :

انسان تغییر میکنه

+ من انسانم

____________________

پس من تغییر میکنم!

خب بده بعد جنبشم بده!نمیشه؟!خجالت



دل نوشته
۱۳٩٢/٦/۱٩

بیا با من مدارا کن 

که من مجنونمو مستم

اگر از عاشقی پرسی

بدان دلتنگ آن هستم

بیا با من مدارا کن 

که دل غمگین و جان خستم

بیا از غم شکایت کن

که من هم درد تو هستم

بیا شکوه از دل کن

که من نازک دلی خستم

جدایی را حکایت کن

که من زخمی آن هستم



دل نوشته
۱۳٩٢/٦/۱٦
۱۳٩٢/٦/۱٦
۱۳٩٢/٦/۱٦

آمدی جانم به قربانت ولی اینطور چرا؟!

شروع ترم 92-93-خوابگاه بسطامی-اتاق 8 نفره

یکم سخته،یکم جدیده ولی نمیدونم غر بزنم یا نزنم !نیشخند

همین دوماهو خورده ای پیش بود که حرف از جدایی و پایان ترم 6 میزدم و اینکه چقدر سخته! ولی گذشت و الان قدر اون اتاقو اون سوییتو خلاصه اون خوابگاه رو میدونم! چقدرم واقعا غر نزدم!اصن مگه میشه حرفی بدون غر توی دنیا باشه! ؟سوال

ولی خب بودن دوستان،کسایی که تلخی دوری از خانواده با بودنشان جبران میشه،میتونه این یسال رو هم به خاطره تبدیل کنه.بسم الله!خدایا توکل بر تو!این ترم رو هم با نام و یاد تو شروع میکنم.

شروع ترم مصادف شده با روز دختر و میلاد حضرت معصومه(س)،به به عجب روزی.سالی که نکوست از بهارش پیداست لبخند



دل نوشته





  • RSS
  • Delicious
  • Digg
  • Facebook
  • Twitter
  • Linkedin
  • Youtube