۱۳٩٢/٦/۳۱

زیبای من,ای تمام امیدو فخر من,ای آرامش من,ای مامن من,کجایی؟غربت برایم با تو به آبادی ام تبدیل شده بود,خطورات ذهنم با یاد تو در میرفتن!ظرفم را,پیاله ی کوچکم را پرکرده بودی و حال بسان یتیمی هستم که جزتو,جز در خانه ی تو,جای دیگر را بلد نیستم پس پرش کن!اشک هایم,سوالات ذهنو قلبم,خطورات مغزم,دست هایم,پاهایم,همه و همه سراغ تورا می گیرند!خستــــــــــــــــــــه ام!!! به معنای واقعی کلمه!خوب که فکر می کنم به ناکجا می روم!بیخیال که میشوم ازآن ناکجا تر!چه کنم؟!این مغز ناقص و این دل سیاه چه می فهمد راه چیست چاه چیست که حق انتخاب هم داشته باشد!دستم را بگیر گوشم را بکش و دعوایم کن طوری که فقط خودم باشمو خودت,و بیار در راهت!مزخرف می گویم میدانم!اما چه کنم!مزخرف نگویم چه بگویم!آب شدن لحظه ای از پس نگاه شرم آلود از پس نگاه بازگشت و ازپس سوال پس کی؟خسته ام!بغلم کن و به من آرامش ببخش.



دل نوشته





  • RSS
  • Delicious
  • Digg
  • Facebook
  • Twitter
  • Linkedin
  • Youtube