دل نوشته(از خودراضی)

بعضی وقتا حس میکنم همه با من خوبن یا بهم خوبی میکنن ولی منم که به همشون بدی می کنم!آخ چه حس کوفتی ای هست این حس!آخه یکم راضی بودن هم بد نیستا!خیلی بده از خودت راضی نباشی.البته این حالت خیلی هم پایدار نیست!یهو همین آدم فرداش دیگه خدارو بنده نیست!دیدم که میگم! خره که از پل بگذره تومون یا تومان(منظورم ارز نیستا که بگی ریال و...) یا همون پارسی رو بچسبیمه خودمون یعنی شلوار! خلاصه میشه دوتا البته این دوره زمونه به دوتا هم قانع نمیشن کاش دوتا باشه!تومان دوتاشدن, فقط برای زن گرفتن نیست , فک کن من زن بگیرم!!!1%؟؟؟همون نمک خوردن نمکدون شکستن خودمون که باید در ادامش گفت:ش ش حرمت شکست!حرمت بندگی,خواری,اینکه یادت بیاد یه روزی پست بودیا یه روزی بیخود بودیا!کی بود بلندت کرد؟کی بود بهت آبرو داد؟کی بود آرومت کرد؟هان؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه ماییم!که اینیم:ابرو کلی چپ چپ هم نگاه می کنیم که چرا میگی اصن!

یه همچین آدمیزادایی هستیم ما!باحالو بیفکرو از خودراضی!

/ 2 نظر / 9 بازدید
رها

[متفکر] این قیافه من ربع ساعت بعد از نگاه کردن به پست توئه که نمی فهمم آخرش چی گفتی ! ک خوبه ؟ کی بده ؟ خودت سر در آوردی ؟ ! منظورت از تومان همون تومبان بود ؟ [نگران]