مجموعه خاطرات(مو قشنگ)

یه پسره که رشتش ریاضی بود،توی کلاس روش تحقیق و گزارش نویسی با هم کلاس داشتیم،لازم به ذکره که بگم این پسره دور صورتش یه توده ای فرفری به شعاع شاید 20 سانتی متر به نام مو داره،توی یکی از جلسات که دیر اومد کلاس،موقعی که رفت بشینه استادمون یهو زد زیر خنده! برای توجیه خندش گفت:

توی مدرسه معلم قرآنمون به هرکدوم از بچه ها میگفت فلان سوره رو بخونید،یکی از بچه های کلاسشون که ظاهرا خیلی شبیه همین هم کلاسی ما بوده،معلمه بهش میگه بخون.

میگه چه سوره ای رو؟میگه:سوره ی خودتو،جــــــــــــــــــــــــــن!

آقا کلاس رفت رو هوا!

/ 1 نظر / 10 بازدید
هوپا

خخخ خخخخخخ