دل نوشته(لیاقت ندارم!)

میدونم علم لیاقت می خواد که من ندارم...صبر می خواد که من ندارم...منکه هیچی بودم...به معنای واقعی کلمه هیچ!پوچ!NULL! اصلا اونم نبودم...وقتی هیچی نباشی چی میشه آدم!؟ تو کمک کردی...تو نور علم دادی...خودم می فهمیدم این تویی نه من! ولی حالا چی شده! خدایا در شب آرزوها از تو علم می خوام ولی همراه این علم یه داده ی دیگه هم به لایه ی قلبم و ذهنم بفرست....فروتنی!تواضع!خاک پای ملت بودن! آره از صمیم دلم میخوام!header دانشی رو که میدی،فروتنی قرار بده...دوست دارم هر سوالی که حل می کنم یه خداروشکر باحال بگم....طوری که جونم حال بیاد.میدونم لیاقت هیچ خوبی رو ندارم...با این فکرای مبتذل با اون گذشته ی نحس....همینکه منو پیش خودت نگه داشتی کلی برام آرزوست!تو کرمت خیلی زیاده ولی من روم نمیشه...تو میگی بخواه ولی من روم نمیشه....علی در جاهلیت بود که ایمان آورد...من در نادانی!من در توهــــ م !من در تردید!من در لجن!

کمکم کن.....

/ 0 نظر / 11 بازدید