دل نوشته(دل شکسته!)

نمیدونم حقشو دارم یا نه!ولی یجورایی این چندوقته ازدرون خورد شدم!!منتها صدای خورد شدن رو کسی نشنید...وگرنه انقدربامرام دوروبرم هستن که یاریم بدن....شاید یه نوع حال گیری بود از طرف تو...ولی توصحت این موضوع هم شک دارم...توبعد از بخشش اهل حالگیری نیستی!هستی؟نه!نیستی!

شاید اولین دل شکستنی بود توی عمرم که حق غر زدن نداشتم...دل شکستگی که کلا ناراحتی..ولی آیا اما حقم نیست؟...شاید...ولی آخه بقول دوستم نوموخواااااااام...جالبه!غر زدم! چقدر رو دارم من!نه؟؟؟

/ 2 نظر / 6 بازدید
raha

هر شکستنی که از درون رخ بده به دنبال خودش زندگی میاره . مثل شکستن تخم مرغ ! نگرانت نیستم ! تو همیشه میدونی باید چکار کنی . نه ! نگرانت نیستم . :)

آ.ن

"نمیدونم حقشو دارم یا نه!ولی یجورایی این چندوقته ازدرون خورد شدم!!" به خدا پناه ببر و در آغوش او آرام بگیر! بی شک او بهترین ها را برایت رقم خواهد زد...اگر خود را به دستانش بسپاری...ایمان و پاکی ات را حفظ کن و آنگاه نظاره کن که چگونه خدا یاریت می دهد و چه رزقش را بر تو گسترده می کند. به نگاه مهربانش سپردمت!